غرغرو

جایی برای غر زدن من ... همین

تمنای خواستن قلب است که در عرش لرزه افکنده است . بنگر ای دل که چه قدرتها نهفته داری که با این سیاهی دیواره هایت عرش ا به لرزه افکنده ای ؟ دانی که خانه ات صاحب خانه ای دارد ؟ دانی که بیش از حد پا کشیده ای ؟ حد گلیمت کجاست؟

تا چه حد نان و نمک خورده ای هیچ یادت می آید؟ بنگر... دور و بر خویش را شور زار ساخته ای ... برخیز بروب با مژگانت این نمکدان شکسته ها اشک چشمانت را تا به کی ذخیره خواهی کرد ؟

بزدا سیاهی دیواره هایت را کسی است آنجا... آنجا که چراغی روشن است ... منتظر توست ... تویی که یک عمر غرق منجلاب گناه شده ای...یادت باشد 12 قرن  گذشت  313دل همچو نور گرد هم نیامدند! 12 قرن است  که مردی پای چراغی که در این تاریکی روشن است منتظر است...

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٥ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ توسط غرغرو نظرات () |


Design By : Night Skin

- بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران

-