غرغرو

جایی برای غر زدن من ... همین

 

کاش منتظرش بودم

کاش چشمانم به در دوخته بود و روحم در تلاطم کمال

کاش دوستهایم خدایی بودند وقلبهایمان آسمانی

کاش زمان پژواک «انا بقیه الله...» می رسید و سربازان ردیف...

وکاش نقطه ی سیاهی آن بین دستهای خالی من بود

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٦/۱۱ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ توسط غرغرو نظرات () |


Design By : Night Skin

- بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران

-